245-روزگار

یا حق

روزگار ما شده سپری کردن ایام به امید روزهای بهتر یا به امید هوای تازه تر.....سرکله زدن با دخترم باران و کتاب چهره......... اصلن نوشتنم نمی آید.همه کار میکنم غیر از نوشتن اینجا.خدا باعث وبانیش رو نبخشه که ما رو از این  بلاگمون جدا کرد. از اون طرف هم دارم کتاب صوتی گوش میدم..دوتا کتاب از پرینوش صنیعی گوش دادم: پدر آن دیگری و سهم من و یک کتاب از اسماعیل فصیحی : زمستان 62 الان هم دارم ادامه میدم با مادر پرل باک .قبلا" از این نویسنده خاک خوب رو خوندم.

ورزش رو هم که بوسیدیم گذاشتیم لب باغچه؟؟ من همیشه این باغچه و تاقچه و صندوقچه ر وبا هم اشتباه میگیرم(اسمایلی خجالت کشیدن) وقتی یه کفش سنگ نوردی بشه 200الی 420 هزار تومن!!!!من ورزش نکنم و معتاد بشم ارزون تره؟؟؟؟ آخرش یا میریم لیپو میکنیم یا رجیم(میدونم درستش چیه برا فرار از اسمشو نبر است) میگیریم درست میشه.

سرتون رو درد نیاوردم .فعلن

پ.ن:هنوز کتابها پیدا نشده  و من لحظه شماری میکنم برای خانه تکانی ..........هیچ وقت اینقدر منتظر عید نبودم!!!!

/ 0 نظر / 20 بازدید